با همه شادی تو گاهی دلم تنگ است
*دلت که گرفته باشد صدای ترانه که هیچ ... با صدای دست فروش دوره گرد هم گریه میکنی.... .................. *يه وقتايي خودم رو بغل مي كنم و ميگم : غصه نخور ديوونه !! من كه باهاتم ....................... *دلم گاهي برای خودم تنگ می شود و برای خود می گریم گاه دلم برای خود می سوزد و دست نوازش برسر کودک يتيم دلم ميکشم. گاهی دلم دور از چشم خدا کمی کفر می گويدوزمانی دزدانه به دلی خيره مي شود. گاهی دلم محوترين لبخندها را می زند و اندکی بعد آرامتر از نگاهي می شکند. وقتی از همه می گريزم تنها ترين همنشين تنهاييهايم ميشود. ...
نویسنده :
زکیه رشیدیان
10:15
نصحیت شیوانا به زوج های جوان
حکایـــــت زن و شوهر جوانی که تازه ازدواج کرده بودند، برای تبرّک و گرفتن نصیحت از شیوانا نزد او رفتند. شیوانا به حرمت زوج جوان از جا برخاست و آنها را کنار خود نشاند و از مرد پرسید: - تو چقدر همسرت را دوست داری؟ ... مرد جوان لبخندی زد و گفت: - تا سرحد مرگ او را می پرستم! و تا ابد هم چنین خواهم بود! شیوانا از زن پرسید: - تو چطور؟ به همسرت تا چه اندازه علاقه داری؟ زن شرمناک تبسمی کرد و گفت: - من هم مانند او تا سرحد مرگ دوستش دارم و تا زمان مرگ از او جدا نخواهم شد و هرگز از این احساسم نسبت به او کاسته نخواهد شد. شیوانا تبسمی کرد و گفت: - بدانید که در طول زندگی زناشویی شما لحظاتی رخ می دهند که از یکدیگر تا سرحد مرگ متنفر خواهید شد و ا...
نویسنده :
زکیه رشیدیان
10:07
با ویکتور هوگو
جوجه مامان
دل گویه ها
هيچ كسي در جهان ،.... هيچ كسي در جهان ،.... ارزش اين رو نداره كه انسان زندگي خود را بخاطر او خراب كنه .... بخاطر ديگران مي شود ساخت ،..... اما بخاطر هيچكس نمي شود خراب كرد ... ترسناک ترین انسان هـا دقیقا همان هایی هستند کــه از همان ابتدا اصـــرار دارند فرشـــــتــه بودنشان را اثبات کنند ....! زادگاه و زادروز هیچکس درهیچ نقشه و تقویمی نیست چراکه آدمها هر دَم , درتپش ِ دلهای کسانیکه دوستشان دارند آفریده می شوند...............! ...
نویسنده :
زکیه رشیدیان
8:54
من صدای زنگوله را می شنوم
در بازتاب سحر آميز و آشنای خاطره ها در زيباترين لحظه های همه قصه های شيرين وقتی جهان در دلم ميشکفد به شور من صدای زنگوله ای را مي شنوم زنگوله ای کوچک و نازک و طلايی در دنيا چيزهايی هست که کرانه ندارد هيچ کجا بسته نميشود همراه آدم می آيد هر چقدر که ميروی صدای زنگوله يکی از آنهاست که مثل رشته ی نامرئی رنگينی دنيای تجربه ها را به سرزمين رويا پيوند ميدهد من در عمق قصه های زيبا " هرگاه که يکيشان را برای دخترم ميخوانم " صدای زنگوله ميشنوم ماه پيشونی , سيندرلا , شازده کوچولوو... ...
نویسنده :
زکیه رشیدیان
14:05









